دو دختر دانش آموز، در دام 8 شیطان صفت
به نوشته اعتماد، ساعت دو بامداد دوشنبه 10 دی ماه ماموران کلانتری 134 شهرک غرب حین گشت شبانه به دو دختر سرگردان برخوردند که روپوش مدرسه بر تن داشتند. با ظن ماموران به دختران نوجوان این دو نفر برای انجام تحقیقات به کلانتری انتقال یافتند و تحت بازجویی قرار گرفتند.
در حالی که دختران هراسان برای ادای توضیحات در برابر ماموران قرار گرفته بودند یکی از آنان به نام نیوشا لب به سخن گشود و گفت؛ من و همکلاسی ام سمانه در مدرسه یی در میدان منیریه درس می خوانیم. از چند روز پیش سمانه مدام به من پیشنهاد می داد با هم از مدرسه فرار کنیم اما من به حرفش گوش نمی کردم، تا اینکه امروز - روز حادثه - یک ساعت قبل از تعطیلی مدرسه به من گفت که با دوستش مهران قرار دارد و باید زود از مدرسه بیرون برویم. من هم به حرف وی گوش دادم و با او زودتر از موعد از مدرسه فرار کردیم. تا شب در خیابان گشتیم. زمانی که مهران از ما جدا شد برای بازگشت به خانه خیلی دیر شده بود. به همین دلیل سمانه پیشنهاد کرد به خانه مان برنگردیم. من نمی دانستم باید چه کار کنم. از یک طرف دیر کرده بودم و می ترسیدم هنگام بازگشت به خانه تنبیه سختی در انتظارم باشد، از طرف دیگر هم نمی خواستم دوستم را تنها بگذارم. بنابراین پیشنهاد او را قبول کردم، اما ما نه پولی داشتیم نه جایی برای خواب. به همین دلیل باز هم دو دل شدیم و دست آخر تصمیم گرفتیم به خانه بازگردیم و در این زمان یک پراید آبی که دو پسر جوان سوارش بودند در مقابل ما توقف کرد و آن دو پسر ما را سوار کردند. در بین راه سمانه به آنها گفت به دنبال جایی برای خوابیدن می گردیم. دو پسر جوان پاسخ دادند می توانند ما را برای خواب به محلی مناسب ببرند. ساعت از 10 شب گذشته بود و ما این را بهترین چاره می دیدیم، بنابراین به حرف آنها گوش کردیم و همراه شان به شرکتی در همان حوالی رفتیم. ما در اتاق بودیم که چند دقیقه بعد چند پسر دیگر وارد شرکت شدند. ما که ترسیده بودیم می خواستیم خود را در امان نگه داریم اما یکی از آنها با چاقو به ما حمله ور شد و تهدید کرد اگر به خواسته آنها تن ندهیم ما را خواهند کشت. آنها سپس ما را مورد تعرض قرار دادند. پس از این واقعه با التماس خواستیم رهایمان کنند و ما را به شهرک غرب برسانند. سمانه - دختر 14 ساله - نیز با تایید اظهارات همکلاسی اش به ماموران گفت؛ من دقایقی قبل از اینکه به دام این افراد بیفتیم با مهران تماس گرفتم و او را از تصمیم خود برای فرار از خانه مطلع کردم اما او از من خواست این کار را نکنم و سرانجام با اصرار او پذیرفتم به خانه بازگردیم اما چون خیلی دیر شده بود پیشنهاد پسران جوان برای اقامت در شرکت دوست شان را پذیرفتیم ولی هیچ گاه فکر نمی کردم چنین سرنوشتی در انتظارمان باشد.
با شکایت دو دختر دانش آموز پرونده برای رسیدگی به دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد و بازپرس محمد روشن رئیس شعبه سوم ماموران اداره 16 پلیس آگاهی پایتخت را مامور دستگیری 8 مرد جوان کرد. با آغاز تحقیقات پیرامون این پرونده کارآگاهان موفق شدند با توجه به مشخصات خودروی پراید و اطلاعاتی که دختران نوجوان از آدرس شرکت کامپیوتری به یاد داشتند این مکان را شناسایی و در عملیاتی ضربتی دو روز بعد از اعلام شکایت 5 تن از متهمان را بازداشت کنند.
روز گذشته با انتقال 5 متهم به دادسرا بازپرس روشن تحقیقات قضایی خود از متهمان را آغاز کرد. یکی از پسران جوان به نام سعید در توضیح ماجرا گفت؛ ما به طور معمول شب ها در شرکت دوست مان دور هم جمع می شویم و قلیان می کشیم. آن شب زمانی که به آنجا رفتیم متوجه شدیم مهرداد و محسن دو دختر جوان را با خود آورده اند و در نهایت با آنها رابطه برقرار کردیم.
در حال حاضر تحقیقات کارآگاهان پلیس برای دستگیری 3 متهم فراری این پرونده ادامه دارد





































