این چشمای هیز پسرا از رو نمیره که !
نگاه کن این چشمای هیز پسرا از رو نمیره که !
تا یک دختر بدون روسری و با کلاه می بینند که موهاش بیش از حد بیرونه و رنگ چشماش به سبز می زنه و در ضمن اروپایی تیپ می زنه ،اون گردنشونو ۱۸۰ درجه می چرخونند و بعدش تا جایی که چشمشون یارا باشه ، اونو به وسیله چشماشون می خورند ! بعدشم یه فیگور میان و به میله ی کنارشون لم میدن و یه دستشونو توی جیبشون میذارن و به خیال خودشون ژس توپی گرفته ان بلکه دختره رو خرش کنند و بتونند . . .
بابا دختره ی بیچاره از اون به بعد غلط کار میشه تا بره بیرون ! و می فهمه مثل اینکه مهره مار داره
بیچاره از اون به بعد با ترس و لرز در خونه رو می بنده و بسم الله بسم الله میگه و یه چیزی هم روش نذر میکنه !





































