چهار نما از چهار مادر و چهار فرزند مُرده
مادری که بر جنازه ی فرزندش ایستاده و سکوت گزیده، خود گفتگویی طولانیست با جهان پیرامون
مادری که بر جنازه ی فرزند خویش مویه می کند، همچون دایره ایست که خود را
فرو بلعیده، به نقطه بدل می شود
مادری فرزند در حال مرگ خویش را نوازش می کند، درختیست
که میوه ی خود را از زمین بر می دارد
مادر، نعش فرزند خویش را به سوی آسمان بر می افرازد؛ “ آیا کسی هست که رنج مرا به صبر معامله کند؟”





































